بار، رهبري ظاهري ميشد كه بانگ آمال گنگ عصرينو، بود و مهر شخصيت خويش را بر اين نهضتها مينهاد. از جملهٴ اين رهبران آرنولد برشايي بود، كه بدان سبب در 1155، در روم بهدار آويخته شد. ولي بزرگترين رسول آن نهضتهاي ديني سيسترسين كالابريايي به نام يوآكيم فلوريسي بود. مفهوم و كاربردهاي انجيل جاوداني تا اواسط سدهٴ سيزدهم، كاملاً درك يا منتشر شده بود، و پس از آن مدتي، قُوْتِ غالب جانهاي ماجراجوتر قلمرو مسيحيت شد.
در اين حين، افواج بزرگي از مسيحيان سرتا پا مسلح شدند و كوشيدند تا انجيل را بهنيروي شمشير نگهباني كنند. بدينترتيب، آن سازمانها كه آرمانهاي متناقضي داشتند،1 پديد آمد، يعني فرقههاي ديني شهسواران. به دو فرقهاي كه قبلاً ذكر كرديم، اكنون، بايد فرقهٴ سومي را اضافه كنيم، يعني فرقهٴ شهسواران توتوني2 را. گرچه اين فرقه هم مانند فرقههاي پيشين از جنگهاي صليبي سرچشمه گرفت و در عكّا (در 1191)، به وجود آمد، فعاليت اصلياش در مرزهاي خاوري آلمان بود. از آن پس، شهسواران توتوني مدافعان آلمان در برابر فرهنگ اسلاوني بودند. محصول ديگر مسيحيت جنگي تأسيس فرقهٴ تثليثيان3 بهوسيلهٴ سن ژان دوماتا4 و سنفليكس دووالوا5 در 1198، است. تثليثيان راهب نبودند، بلكه سربازان شريعت بودند كه زندگي خود را وقف آزاد كردن اسيران مسيحي از دست مسلمانان ميساختند.
اصالت مسيحيت غربي با رشد معماري گوتيك و بناي كليساهاي جامع مجللي نمايان و جاودانه شد، كه هر كدامش نهتنها براي مردمي كه در همسايگياش ميزيستند، بلكه براي مسافراني هم كه بهآنجا ميآمدند و پيام زيبايي و معرفتش را به اقاليم ديگر ميبردند، سرچشمهٴ جوشان الهام و آموزش بود. تبديل معماري رومي مآبي (رومانسك) به گوتيك، و آفرينش نخستين شاهكارهاي گوتيك، از كاميابيهاي فرانسويان بود. هنرگوتيك از قلب فرانسه سرچشمه گرفت، يعني از ايل دوفرانس،6 و در نيمهٴ دوم سدهٴ دوازدهم، با سرعتي شگفتانگيز تكوين يافت.
در اين اثنا، رستاخيز مسيحي ديگري در كشوري كاملاً مغاير و بسيار دوردست به نام ارمنستان ــ يعني ارمنستان صغير كه تقريباً معادل كيليكيهٴ قديم بود ــ صورت ميگرفت. ارمنيان